|
پاسخ نامه

شرح نامه
قصه ی تاک همیشه پاک بود
شیره ی جانش میِ
و افسانه اش افلاک بود
پاسخ سرخی بدانستم
همیشه سرخ نیست
می گساران
سرخی رخسار و دل چالاک بود
مردمان را سرخی و می خوارگی
باشد چه کار
جمله مردم
حافظی تنها دلش بی باک بود
عاقبت آن تاک پاک
سر بر سر افلاک کشید
گرچه می دانست که از بن ریشه
اش در خاک بود
آدمیان همچو تاک
سر در گریبان هم اند
شاد بود آنکه
بر افلاک و نبود غمناک بود
مقصد نامه چو
حافظ گوشه ی میخانه شد
عاشقی این است
نه هر که مژه اش نمناک بود
آيـديـن الـفـت
دهِ دوازده هزارو سیصدو هشتادو
هشت
فرازهای گذشته
(شنیدنی ها)

كليه حقوق مادي و معنوي اين آثار متعلق به صاحب اثر مي باشد
All
rights reserved. ©2010
Aidin Olfat.
|