|
نازنين
خاك
گورم را كُنَم جامه
نبينم روزگار
كاين چنين
عشقي كُنَد زنده به گورم
نازنين!
از تن خاكي
بپرسم اين چه سوداست با فلك؟
جاي تو در زير خاك است تن به خاك كن نازنين!
من در اين
گهوارة مهر و سخن عشق و خدا
ناخدا بودم شدم من لا خدا
اي نازنين!
شرح عشقم را
بِگُفتم با دو دربان سراي مُردگان
گفتَنَم اينجا همه عاشق سراست
اي نازنين!
گرچه در
گورم نَهنْد بازهم فغان سوزد نهان
خاك گورم تازه كن با اشكِ چَشمت نازنين!
- بر سنگم اين
خواهد نبشت
بازگشت
|