|

Declaim of "Freedom"
"دکلمه
"رهایی
جوشش و سوز شب
هنگام
آن پریشان بی
قرار
با آن یگانه
کلام دگرگون گشت
و سوزش ساز ساخت
و جوششش کوبش
رازها به ساز
گفت
و بزد بر طبل بی
عاری
زین پس جهانش به
جو فروخت
و جانش به جو
خرید
بستر شبش نیاز
شد
و قوت روزش نماز
با بوی گلی مست
می گشت
و به برگ گلی
جان می باخت
در تیرگی شب نور
می شد
و در سپیدی روز
آفتاب
رسته از هر
پریشانی
و شسته از هر بی
قراری
و به آن یگانه
کلام رستگاری
رهایی
كليه حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به صاحب اثر مي باشد
All
rights reserved. ©2009
Aidin Olfat.
|